پرویز صدیقی پارسی معروف به یاحقی، در سال 1315 خورشیدی در تهران متولد شد.
وی 12 بهمن سال 1385 به دلیل ایست قلبی دار فانی را وداع گفت.

او چنانچه خود گفته بود، در كودكی حسب مقتضیات شغلی پدر به همراه خانواده به لبنان سفر می كند و پس از گذشت مدتی كوتاه و به دلیل دور بودن از معشوق جاودانی اش، ویولن، به حالت احتضار می رود كه با توصیه پزشكان، خانواده اش تسلیم خواسته وی شده و او را به ایران می‌فرستند تا در كنار دایی هنرمندش حسین خان یاحقی كسب فیض كند.

پرویز با تلمذ در مكتب نه تنها هنرمندپرور، بلكه انسان پرور حسین خان و ابوالحسن صبا و تلفیق نبوغ ذاتی، خلاقیت و استعداد شگرف خویش با این داشته ها، هر چه سریع تر پله های ترقی را پیمود تا جایی كه در همان سنین جوانی در برخی اركسترها و قطعات، به رغم حضور استادانش، سلوها(تكنوازی ها) به او سپرده می شد (كه خود نشان از خارق العاده بودن این جوان داشت).

این سیر صعودی با ساختن چهار مضراب، قطعات و آهنگ هایی جاودانه، تنظیم، تكنوازی و همنوازی های فراوان در كنار بزرگان موسیقی آن زمان به بالاترین درجه خویش رسید و او را به عنوان یك نوازنده صاحب سبك به جامعه معرفی كرد.

سبكی كه انحصاراً مال او و زاده خلاقیت، تكنیك، احساس و نوآوری های خود او بود و مقلدان فراوانی نیز پیدا كرد كه از آن جمله می توان: مجتبی میرزاده، سیاوش زندگانی، بیژن مرتضوی، جهانشاه برومند و... را نام برد كه هر یك در نوع خود نوازندگانی مطرح هستند، اما همگی به نوعی مستقیم یا غیرمستقیم از وی تأثیر گرفته و انشعابات این سبك محسوب می شوند و با وجود داشتن احساس مستقل، هیچ گاه نتوانستند در بروز این حس استقلال كامل نشان دهند.

در سبك پرویز یاحقی با كثرت تكنیك و تنوع در استفاده از آنها فراوان برخورد می كنیم: ویبر، مالش و گلیساندوهای گوشنواز و شیرین، استفاده به جا از پوزیسیون های مختلف، اجرای تریل های قدرتمند و سریع با انگشتان دوم و سوم، آرشه پرانی های متناسب با نوع دستگاه و قطعه، نزدیك كردن آرشه به خرك در حین آرشه كشی، استفاده از پیزیكاتو در قطعات ضربی و نهایتا استوار بودن بخش اعظمی از نوازندگی، مانور و خلق ملودی روی سیم های بم كه این یكی نقطه عطف و بهتر بگوییم نگین انگشتری سبك یاحقی محسوب می شود، زیرا در گذشته و مشخصا تا قبل از او هیچ كس تا به این حد از سیم های بم استفاده نمی كرد و اساسا قادر به خلق ملودی زیبا و محرك احساس برروی سیم های 3 و 4 نبود و در واقع او را می بایست احیا كننده سیم های بم ویولن نامید.

چهارمضراب ها، آهنگ و رنگ های ساخته او كه شروع و پایه آنها از سیم های sol و re بوده و قسمت اعظم آنها نیز در همین محدوده می باشد، گواه این مدعاست.

برخی قطعات او با كوك های مخصوص و برخی دیگر با كوك افتاده نواخته می شود كه این دو كوك و به خصوص افتاده (به معنی همصدا بودن دو سیم در كنار هم [mi-mi la mi] از ابداعات حسین خان یاحقی و مختصات همین مكتب و سبك است كه بعدها توسط دیگران نیز مورد استفاده قرار گرفت).

اوراق دفتر تاریخ موسیقی مان را كه ورق بزنیم به نوازندگان خوب و آهنگسازان برجسته ای برخورد می كنیم، اما معدود كسانی در این جمع وجود دارند كه هر دو هنر، یعنی آهنگسازی و نوازندگی را آن هم در حد اعلا تواماً در خویش جای داده باشند و بی شك یكی از یكه تازان این میدان، پرویز یاحقی بود.

وی به لحاظ خلق و خو و شخصیت به گواه دوستان، شاگردان و مرتبطان با وی، یك نمونه كامل و چكیده راستین مكتب آن دو اسوه اخلاق (صبا و حسین خان) است و هنر والای او جلوه ای از ذات ناب اوست كه بر پرده ساز میخرامد و با جلوه گری دل می رباید.

او از سالیان دور تاكنون رابطه بسیار صمیمی با سایر هنرمندان این خاك و موسیقیدانان داشته و حتی با نوازندگانی كه به نوعی رقبای او به حساب می آمدند (بدیعی، خرم، ملك و...) دوستی نزدیك و رابطه احساسی عمیق و عاطفی داشت .

پرونده هنری او نشان می دهد كه یكی از اركان برنامه گل ها بوده كه با همنوازی در كنار خوانندگان و نوازندگان مطرح آن زمان كه بعضی از آنها را خود او به این عرصه آورده بود، ساختن آهنگ های ماندگاری همچون: بیداد زمان، می زده شب (ماهور)، سراب آرزو (افشاری)، غزالان رمیده (شوشتری و همایون)، آهنگ زیبای او در چهارگاه با مطلع: [آن كه دلم را برده خدایا زندگیم را كرده تبه گو...]. (گل های رنگارنگ شماره 420 و 428) با تنظیم زیبای زنده یاد جواد معروفی و آهنگ های دیگری كه مجال نام بردن از آنها نیست، افراد بسیاری را به موسیقی ایرانی علاقه مند كرده كه حتی به رغم گذشت سالیان متمادی بر این آهنگ ها، هنوز هم ورد زبان عوام و خواص هستند و نیك است بدانیم بخش اعظمی از این آثار حاصل هم نفسی 50 ساله با ترانه سرای معاصر استاد بیژن ترقی بود.

اگر به زمان ساختن این آهنگ ها و سال های فعالیت یاحقی توجه بكنیم، درمی یابیم در برهه ای كه وجود موسیقی های مبتذل و كاباره ای و... موسیقی اصیل ایرانی را تهدید می كرد و به حاشیه می راند، او یكی از خادمان و پاسبانان این موسیقی بوده كه هنوز هم پس از گذشت بیش از نیم قرن همین خط سیر را دنبال می كند و اخیرا چند كار از تكنوازی ها و كارهای بدون كلام او منتشر شده كه حاصل گوشه نشینی سال های اخیر اوست و در این آثار، اندكی تغییر فرم و تبعیت احساس را از عوامل اجتماعی و شرایط محیطی و روزمره مشاهده می كنیم.

یاحقی با نواختن سه تار نیز كاملاً آشنا بود و در صدابرداری هم یدی طولایی داشت و آ‌رشیوی غنی از موسیقی فراهم آورد كه در نوع خود منحصر به فرد است.

مرتبط با این خبر

  • قصه خواننده‌ای كه میزبان «محفل» شد

  • فراخوان جشنواره ملی موسیقی بی‌كلام «خلیج فارس»

  • «سین هفتم» روانه بازار موسیقی شد

  • «چرچی» آلبوم برگزیده هشتمین دوره دوسالانه خانه موسیقی ایران شد

  • «بوی بهار» در روزهای پایانی اسفند

  • «با هم بهاریم» در آستانه نوروز

  • یك موسیقی ویژه در آستانه سالروز میلاد امام حسن مجتبی (ع)

  • فراخوان نخستین جشنواره «تماشاگه راز»

  • برنامه موسیقایی سحر تلویزیون

  • اهدای «قلب» یك آهنگساز به اهداكنندگان اعضا