display result search
اعضای گروه سرود «امور تربیتی خرم آباد» در كتاب «جنگ جنگ تا پیروزی» به ذكر خاطرات جالب توجهی از تصمیم خود برای اجرا در مراسم تشییع پیكر بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران پرداخته اند.
روایتِ حضور گروه سرود «امور تربیتی خرمآباد» در مراسم تشییع پیكر حضرت امام خمینی (ره) و توصیف آن لحظات تاریخی و پرشور، تصویری ملموس از نقش هنرِ متعهد در بزنگاههای حساس تاریخ انقلاب اسلامی ارائه میدهد.
1. نقش تربیتی و مربیگری: اشاره به شخصیت «عیسی سپهونی» و شیوه مربیگری ایشان، نشان میدهد كه در آن دوران، گروههای سرود صرفاً به دنبال اجرای موسیقی نبودند، بلكه نوعی تربیت اخلاقی و تشكیلاتی در بطن این فعالیتها نهفته بود كه باعث میشد نوجوانان و جوانان با اخلاص تمام در هر شرایطی، حتی در سختترین روزهای جنگ و سوگ، به رسالت هنری خود عمل كنند.
2. هنر به مثابه ابزارِ مقاومت: جمله پایانی اعضای گروه («ما جنگ نرفتیم، سنمان قد نمیداد برویم جبهه، ولی سرود كه میتوانستیم بخوانیم») عصارهی تفكرِ فرهنگیِ آن نسل است. این نگاه كه هر قشر و هر سن و سالی میتواند با ابزارِ در دستِ خود (در اینجا سرود) در میدان حاضر باشد، همان مفهوم «مردمی بودن» هنر انقلاب است كه در متن به آن اشاره كردید.
3. روایتِ تاریخ از دریچه خاطره: ثبت لحظاتی چون پرواز هلیكوپتر، آن باران معجزهوار، و ازدحام جمعیت از نگاهِ اعضای یك گروه سرود، تاریخ را از حالت خشك و كلیشهای خارج كرده و آن را به «تجربه زیسته» تبدیل میكند. این دقیقاً همان كاری است كه دفتر مطالعات جبهه فرهنگی انقلاب اسلامی با تدوین چنین آثاری انجام میدهد.
این متن برای كسانی كه به دنبال شناخت ابعاد ناگفتهی فرهنگ و هنر در دههی 60 هستند، منبعی بسیار غنی به شمار میآید. آیا قصد دارید دربارهی این كتاب یا فعالیتهای مشابه در حوزه تاریخ شفاهی موسیقی انقلاب، پرسش خاصی را بررسی كنید یا مایلید بخش دیگری از این دست روایتها را مرور كنیم؟